ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 13:04
سحرگاه، غرقه ی مه
آنجا که دو شبح، شانه به شانه
خِش خِش کنان، دور می شوند
،
طنین تپش های دست من است
در محو ِ نم دار ِ نفس های خزان
وقفه ی انگشتان تو را در گریز
آرزو دارد
بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...
ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 13:04
ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 13:04
خنده هایشان، طریقه ی رتق و فتق امورشان، دست هایشان در اشاره هایی دور از پوچ
من آبادانم، در روزهای نخست جنگ
یا نه
تهرانم، که وارونگى داشتنت، امانم را برید
اصلا همان خرمشهر، که فتح شد و ماه ها اسیر ماند،
گاه گاهی، چشمی به دامن کوه و دشت، می کشم
خیالم پرتِ درخت های بلوط
شاید، در من دیوار است، دست های تو امکان
آغوشت، شبی طولانی را قلیل می کند
بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 13:04
ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 13:04